nummary معنی فارسی سکه اي سکه مانند گرد واژههای دیگر با معنی «سکه اي» nummular سکه اي، سکه مانند، گرد numismatic سکه اي، مسکوکي pitch and toss بازي اي که عبارت است از سيريا خط کردن سکه، هايي که سوي نشاني مي اندازند peso سکه اي که در بيشتر جمهوريهاي امريکاي جنوبي، رواج دارد monetarily پولي، سکه اي monetary پولي، سکه اي jukebox جوک باکس، صفحه نواز سکه اي gerah گرا، سکه اي که يک شکل وزن داشته باشد automat محلي که با انداختن پول در جعبه اي خوراک براي، اشخاص مهيا مي شود، دستگاه خودکاري که پس از انداختن سکه اي sovereign پادشاه، شهريار، سلطان