nundination معنی فارسی خريد و فروش واژههای دیگر با معنی «خريد و فروش» buying and selling خريد و فروش course of dealing دوره خريد و فروش، زمان انجام معامله، دوره مذاکرات خريد stock trading خريد و فروش سهام futures market بازار خريد و فروش سلف ship broker دلال خريد و فروش کشتي carring over تعويق تصفيه حساب در خريد و فروش سهام، براي انتقال مال يا تسليم مبيع مهلت، تعيين کردن open market operations عمليات بازار آزاد (خريد و فروش اوراق، قرضه توسط بانک مرکزي در بازار) futures goods کالاهايي که در معامله سلف خريد و فروش، مي گردد، کالاهاي مورد معامله سلف luck money پولي که بطور دست لاف هنگام خريد و فروش بکسي، بدهند luck penny پولي که بطور دست لاف هنگام خريد و فروش بکسي، بدهند