دیکشنری فارسی

nutlet

معنی فارسی

جوز کوچک هسته

معنی کامل و مثال‌ها

/nut´lit/n.

● میوه‌ی مغزدار و کوچک، پندوکه، فندقچه

● مغز دانه‌ی زردآلو و هلو و غیره، تنده، مغز تخمه

● (گیاه شناسی - به ویژه خانواده‌های borage و mint) بخشی از تخمدان که چند قسمت می‌شود

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'nut' + 'like'.

مثال

  • The texture of the bread was nutlike, with a crunchy crust and a soft interior.
  • The nutlike flavor of the cheese added a unique twist to the dish.
  • The artist created a sculpture with a nutlike shape and texture.

ترکیب‌های رایج

Texture is nutlike Flavor is nutlike Shape is nutlike

تعریف انگلیسی

noun
  1. a small nut

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن