obedient to the law معنی فارسی پيرو قانون مطيع قانون واژههای دیگر با معنی «پيرو قانون» law-abiding پيرو قانون، مطيع قانون governmentalize پيرو و تابع قانون کردن، تحت کنترل حکومت در اوردن، بصورت دولتي در اوردن. rightteous نيکو کار، عادل، درست کار