objective complement
معنی فارسی
اسم يا صفت يا ضميرمکمل صفت موضحه در
مسنداليه ، مکمل موضوع.
معنی کامل و مثالها
● (دستور زبان) متمم مفعولی، مکمل مفعولی (مثلا واژهی president در این جمله: we elected him president)
اسم يا صفت يا ضميرمکمل صفت موضحه در
مسنداليه ، مکمل موضوع.
● (دستور زبان) متمم مفعولی، مکمل مفعولی (مثلا واژهی president در این جمله: we elected him president)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن