دیکشنری فارسی

oblate (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/äb´lāt´, äb lāt´/adj.

● (هندسه) پهن شده در قطبین، پخ، پخت

oblate spheroid

کره وار پخت

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن