دیکشنری فارسی

obligor

معنی فارسی

متعهد ذمه دار بدهکار

معنی کامل و مثال‌ها

/äb´lǝ gôr´/n.

● ضامن، متعهد، ملزم

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن