obliquity
UKəblikwitiː
معنی فارسی
کجي ميل انحراف تورب ناراستي غير مستقيمي
معنی کامل و مثالها
/ǝ blik´wǝ tē/n., pl.
● اریبی، مایل بودن، واریبی، کژی، کجی
● (عمل یا سخن و غیره) غیر مستقیمی، ایما و اشاره، ابهام، عدم صراحت
● (ریاضی - هندسه) زاویهی تمایل، درجهی تمایل
● (نجوم) زاویهای که سطح استوای سیاره با مدار آن به دور خورشید تشکیل میدهد
تعریف انگلیسی
noun
- the presentation during labor of the head of the fetus at an abnormal angle
- the quality of being deceptive