دیکشنری فارسی

obliquity

UKəblikwitiː

معنی فارسی

کجي ميل انحراف تورب ناراستي غير مستقيمي

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ blik´wǝ tē/n., pl.

● اریبی، مایل بودن، واریبی، کژی، کجی

● (عمل یا سخن و غیره) غیر مستقیمی، ایما و اشاره، ابهام، عدم صراحت

● (ریاضی - هندسه) زاویه‌ی تمایل، درجه‌ی تمایل

● (نجوم) زاویه‌ای که سطح استوای سیاره با مدار آن به دور خورشید تشکیل می‌دهد

تعریف انگلیسی

noun
  1. the presentation during labor of the head of the fetus at an abnormal angle
  2. the quality of being deceptive

واژه‌های دیگر با معنی «کجي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن