obsolete (JF) معنی فارسی خارج از رده واژههای دیگر با معنی «خارج از رده» nuclear stalemate گلوله اتمي خارج از رده، گلوله اتمي ممنوعه zeroed out غير عملياتي شدن يکان، از رده خارج شدن يکان، رسيدن استعداد رزمي يکان به صفر inactivate از کار انداختن ناو، غير فعال کردن ناو، از رده خارج کردن يکان