دیکشنری فارسی

obstructionist

UKəbstrʌkʃənist USəbs'trʌkʃənəst

معنی فارسی

اشکال تراش ، کارشکن ،

کسيکه براي جلوگيري از پيشرفت کارمجلس مي

اندازد

معنی کامل و مثال‌ها

/-ist/n., adj.

● (به ویژه در پارلمان و از راه نطق‌های طولانی و تاخیر آفرین) خرابکار، کار شکن، مانع انداز، کار خراب کن

● کار شکنانه، خرابکارانه

تعریف انگلیسی

noun
  1. someone who systematically obstructs some action that others want to take

واژه‌های دیگر با معنی «اشکال تراش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن