obtrusion
UKəbtruːʒn
معنی فارسی
دخول ناخوانده ، دخول سرزده ، تصديع ، مزاحمت ،
ورودبه مقامي بدون شايستگي
دخول ناخوانده ، دخول سرزده ، تصديع ، مزاحمت ،
ورودبه مقامي بدون شايستگي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن