obvolute
معنی فارسی
رويهم افتاده منقض شده .
معنی کامل و مثالها
/äb´vǝ lōōt´/adj.
● (برگ یا گلبرگ دارای لبههایی که روی هم قرار دارند) لبه روی هم (obvolutive هم میگویند)
رويهم افتاده منقض شده .
/äb´vǝ lōōt´/adj.
● (برگ یا گلبرگ دارای لبههایی که روی هم قرار دارند) لبه روی هم (obvolutive هم میگویند)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن