odburacy معنی فارسی سخت دلي سختي لجاجت واژههای دیگر با معنی «سخت دلي» hard-heartedness سخت دلي، سنگدلي، قساوت relentlessness سخت دلي، بيرحمي، سنگدلي obduracy سخت دلي، لجاجت. hard-heartedly ازروي سخت دلي، سنگدلانه، بيرحمانه pitilessness بيرحمي، سخت دلي remorselessness بيرحمي، سخت دلي obdurately از روي سر سختي، از روي سخت دلي outherod از پشت بستن، در لاف و گزاف يا سخت دلي از هيروديس گرو بردن barbarity وحشي گري، بيرحمي، سخت دلي pitiless بيرحم، سخت دل، ناشي از سخت دلي