دیکشنری فارسی

off _

معنی کامل و مثال‌ها

/ôf; äf/

● پسوند: مسابقه‌ی مهارت در کاری

a chili cook-off

مسابقه‌ی مهارت در پختن چیلی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن