official notification معنی فارسی اظهارنامه واژههای دیگر با معنی «اظهارنامه» bill of entry اظهارنامه ورودي، اظهارنامه گمرکي customs entry form اظهارنامه گمرکي declaration of trust اظهارنامه تکليف به قبض، اظهارنامه اي که ناقل به منتقل اليه يا، مصالح به متصالح مي دهد و در آن به او cargo manifest فهرست بار، اظهارنامه، شرح محموله کشتي legal notice اخطاريه، اظهارنامه declaration گفته، گفت، اظهارنامه pleading دفاع، مدافعه، محاجه