دیکشنری فارسی

officinal

معنی فارسی

دارويي دوايي ساخته و آماده طبي

معنی کامل و مثال‌ها

/ǝ fis´i nǝl/adj., n.

● (مهجور)

● موجود در داروخانه، قابل خرید بدون نسخه‌ی پزشک

● داروی مجاز، داروی بی نسخه

واژه‌های دیگر با معنی «دارويي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن