دیکشنری فارسی

offing

UKɔfiŋ US'ɔfıŋ

معنی فارسی

بخشي از دريا که از کرانه نمودارو آب آن کود

است

معنی کامل و مثال‌ها

/ôf´iŋ/n.

دورترین بخش دریا (که از ساحل دیده می‌شود)، دریا منظر، دور دریا

(محل) دور از ساحل، کران دور

* in the offing

دور ولی در معرض دید، دور و در دسترس، در آینده‌ی نا معلوم، حصول پذیر، دست یافتنی

their wedding was in the offing

قرار بود ازدواج بکنند.

the smell of cooking indicated that dinner was also in the offing

بوی آشپزی نشان می‌داد که شام هم در کار بود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the near or foreseeable future “there was a wedding in the offing”
  2. the part of the sea that can be seen from the shore and is beyond the anchoring area “there was a ship in the offing”

واژه‌های دیگر با معنی «بخشي از دريا که از کرانه نمودارو آب آن کود»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن