دیکشنری فارسی

offscouring

معنی فارسی

چيز تسويه شده ،

کثافت و اشغال بيرون انداخته .

آدم وا زده ، آدم مطرود

معنی کامل و مثال‌ها

/-skour´iŋ/n.

● (معمولا جمع)

● آنچه که با ساییدن و شستشو جدا شود: آشغال، کثافت، مواد زاید، فضولات

● آدم وا زده، آدم مطرود

مترادف‌ها

noun
Refuse, sweepings, dirt, scum, dross, recrement, rubbish, offscum.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن