offscouring
معنی فارسی
چيز تسويه شده ،
کثافت و اشغال بيرون انداخته .
آدم وا زده ، آدم مطرود
معنی کامل و مثالها
/-skour´iŋ/n.
● (معمولا جمع)
● آنچه که با ساییدن و شستشو جدا شود: آشغال، کثافت، مواد زاید، فضولات
● آدم وا زده، آدم مطرود
مترادفها
noun
Refuse, sweepings, dirt, scum, dross, recrement, rubbish, offscum.