دیکشنری فارسی

offscouring

معنی فارسی

چيز تسويه شده ،

کثافت و اشغال بيرون انداخته .

آدم وا زده ، آدم مطرود

معنی کامل و مثال‌ها

/-skour´iŋ/n.

(معمولا جمع)

آنچه که با ساییدن و شستشو جدا شود: آشغال، کثافت، مواد زاید، فضولات

آدم وا زده، آدم مطرود

مترادف‌ها

noun
Refuse, sweepings, dirt, scum, dross, recrement, rubbish, offscum.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن