offseason
معنی فارسی
خارج از فصل، در دوران کسادي،
ارزان تر از معمول، در دوران کم کاري
وابسته به اين دوران
معنی کامل و مثالها
/-sē´zǝn/n., adj., adv.
● (کرایهی هتل و هواپیماو غیره) خارج از فصل، در دوران کسادی، ارزان تر از معمول، در دوران کم کاری
● وابسته به این دوران
off-season rates are 20 percent cheaper
نرخهای خارج از فصل 20 درصد ارزانتراند.