دیکشنری فارسی

offseason

معنی فارسی

خارج از فصل، در دوران کسادي،

ارزان تر از معمول، در دوران کم کاري

وابسته به اين دوران

معنی کامل و مثال‌ها

/-sē´zǝn/n., adj., adv.

(کرایه‌ی هتل و هواپیماو غیره) خارج از فصل، در دوران کسادی، ارزان تر از معمول، در دوران کم کاری

وابسته به این دوران

off-season rates are 20 percent cheaper

نرخ‌های خارج از فصل 20 درصد ارزانتراند.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن