offshoots
UKɔfʃuːts
US'ɔf'ʃu:ts
معنی فارسی
شاخه نورسته ترکه فرع چيز فرعي مشتق
شاخه نورسته ترکه فرع چيز فرعي مشتق
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن