دیکشنری فارسی

oh

USəu

معنی فارسی

آه اه افسوس دريغا

معنی کامل و مثال‌ها

/ō/interj., n., pl.

● (ندا به نشان شگفتی یا ترس یا درد و غیره) آه، آی، وای، اوه، آخ

oh, it hurts a lot!

اوه، خیلی درد می‌کنه‌!

oh, look at the kittens!

آه، بچه گربه‌ها را ببین‌!

● (برای تاکید) آره، بلی، بله

oh yes, I'll tell him

بله درست است، به او خواهم گفت.

● (برای جلب توجه یا فراخواندن) هی‌!، آی‌!، میگم‌!

oh porter! come here please!

آی بار بر! لطفا بیا اینجا!

تعریف انگلیسی

noun
  1. a midwestern state in north central United States in the Great Lakes region

واژه‌های دیگر با معنی «آه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن