old hat
معنی کامل و مثالها
● (خودمانی)
● قدیمی مسلک، از مد افتاده، هر چیز قدیمی
● آشنا و مکرر، پیش پا افتاده
those methods have now become old hat
آن روشها اکنون کهنه شده است.
● (خودمانی)
● قدیمی مسلک، از مد افتاده، هر چیز قدیمی
● آشنا و مکرر، پیش پا افتاده
those methods have now become old hat
آن روشها اکنون کهنه شده است.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن