دیکشنری فارسی

old lady

معنی کامل و مثال‌ها

● (خودمانی) مادر، والده

my old lady made me take a bath everyday

مادرم مرا وادار می‌کرد هر روز حمام بگیرم

● همسر، زوجه

● معشوقه

تعریف انگلیسی

noun
  1. your own wife “meet my old lady”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن