old lady
معنی کامل و مثالها
● (خودمانی) مادر، والده
my old lady made me take a bath everyday
مادرم مرا وادار میکرد هر روز حمام بگیرم
● همسر، زوجه
● معشوقه
تعریف انگلیسی
noun
- your own wife “meet my old lady”