olfaction
معنی فارسی
بويايي شامه بو کردن
معنی کامل و مثالها
/äl fak´shǝn/n.
● حس بویایی، حس شامه
● بوییدن، استشمام، بویایی
تعریف انگلیسی
noun
- the faculty that enables us to distinguish scents