دیکشنری فارسی

olfaction

معنی فارسی

بويايي شامه بو کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/äl fak´shǝn/n.

● حس بویایی، حس شامه

● بوییدن، استشمام، بویایی

تعریف انگلیسی

noun
  1. the faculty that enables us to distinguish scents

واژه‌های دیگر با معنی «بويايي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن