oligo-
معنی کامل و مثالها
/äl´i gō, äl´ǝ-; -gǝ/
● پیشوند: اندک، قلیل، معدود، کاستی، کمبود، کم، چند [oligochaete] (پیش از واکه: olig-)
/äl´i gō, äl´ǝ-; -gǝ/
● پیشوند: اندک، قلیل، معدود، کاستی، کمبود، کم، چند [oligochaete] (پیش از واکه: olig-)
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن