دیکشنری فارسی

olivaceous

معنی فارسی

زيتوني ، سبز زيتوني ، سبز مايل به زرد

معنی کامل و مثال‌ها

/äl´ǝ vā´shǝs/adj.

● زیتونی، سبز زیتونی، زیتون مانند، زیتون سان

واژه‌های دیگر با معنی «زيتوني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن