omissive
معنی فارسی
حذف کننده اندازنده حذفي مبني بر حذف
معنی کامل و مثالها
/ō mis´iv/adj.
● قاصر، فرو گذار، کوتاهی کننده، غفلت کار
● حذف کننده
تعریف انگلیسی
adjective
- characterized by omissions “omissive crimes” “Pertains to noun: omission”