دیکشنری فارسی

on board

تعریف انگلیسی

adverb
  1. on a ship, train, plane or other vehicle

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن