دیکشنری فارسی

on board computer

معنی فارسی

کامپيوتري که در يک وسيله نقليه جا گرفته

است

واژه‌های دیگر با معنی «کامپيوتري که در يک وسيله نقليه جا گرفته»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن