on board computer معنی فارسی کامپيوتري که در يک وسيله نقليه جا گرفته است واژههای دیگر با معنی «کامپيوتري که در يک وسيله نقليه جا گرفته» data clerk فردي که در يک مجموعه کامپيوتري کارهاي، دفتر انجام مي دهد VL-bus حروف اختصاري VESA local bus، نوعي معماري گذرگاه، محلي است که به وسيله Video Electronics Standard ISO/OSI model حروف اختصاري International Organization for، Standardzation Systems Interconnection model، يک HSB حروف اختصاري hue-saturation-brightness (سايه رنگ، شدت رنگ، درخشندگي يا روشنايي) يک مدل رنگي مورد BBS سر نام Bulletin Board System (سيستم تابلوي اعلانات)، يک سيستم کامپيوتري مجهز به يک يا چند مودم است که به، عنوان مرکز اطلاعاتي و انتقال پيغام عمل کرده و کاربران antialiasing تکنيک افزايش دقت نمايش گرافيک کامپيوتري، يک روش بکارگيري صافي که باعث ظهور خطها و، لبه هاي صاف در محل تصوير صفحه نمايش bus network سيستمي که در آن تمام ايستگاهها يا، دستگاههاي کامپيوتري توسط بکارگيري، يک کانال مشترک توزيعي يا يک گذارگاه foreground program برنامه اي که تقدم بالايي داشته و بنابر، اين بر برنامه هاي فعال جاري در يک، سيستم کامپيوتري که از روش چند برنامه اي independent computer peripheral equipment manufacturers، سازماني تشکيل يافته از شرکت هايي که در، ساخت يک يا چندين وسيله کامپيوتري تخصص mttr Mean Time To Repair، متوسط زماني که انتظار مي رود براي تشخيص، و تصحيح يک خطا در سيستم کامپيوتري لازم