پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
on board spares
معنی فارسی
قطعات تعميراتي موجود در روي يک ناو
قطعات موجود در انبار
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن