on cne's own initiative معنی فارسی از پيش خود ، مبتکرا ، بي انکه کسي گفته باشد ، بميل خود واژههای دیگر با معنی «از پيش خود» lynch law مجازات بدون دادرسي که مردم از پيش خود معين، کنند invent اختراع کردن، از پيش خود ساختن، با هوش خود درست کردن pre engage از پيش بکار گماشتن، از پيش براي خود تهيه کردن، تعهد قبلي کردن pre empt با حق شفعه بدست اوردن، بشفعه خريدن، از پيش براي خود تامين کردن IDE سرنام عبارت " "Integrated Device Electronics، يک رابط، ديسک گردان است که در آن بخشهاي کنترلي الکترونيکي speaking with prosecutor توافق باشاکي، در جرايم عليه افراد که از نوع جنحه باشد، دادگاه به متهم اجازه مي دهد که پيش از dying declarations اظهارات پيش از فوت، در CL اظهاراتي را گويند که شخص مشرف به، موت پس از اطمينان از قريب الوقوع بودن independently مستقلانه، ازادانه، براي خود tattoo شيپوري که پيش از خاموشي ميزنند که سربازان، به محل هاي خود برگردند self proclaimed پيش خود اظهار شده، ادعا شده از جانب خود شخص.