on hook معنی فارسی وصل شده قلاب شده . واژههای دیگر با معنی «وصل شده» tenorrhaphy به هم دوختن يا وصل کردن زردپي پاره شده، تنود بندي، وتر دوزي moored mine مين خوشه اي، ميني که با سيم يا طناب به محل اتصال خود، وصل شده باشد يا در آب معلق باشد applebus يک دستگاه بيروني که به ريزکامپيوتر، MACINTOSH امکان مي دهد که به ساير، کامپيوترها وصل شده و يک شبکه ايجاد کند voice answer back پاسخ سمعي، يک دستگاه پاسخ صوتي که مي تواند سيستم، کامپيوتري را به يک شبکه تلفني وصل کند