دیکشنری فارسی

on paper

معنی فارسی

ازروي حساب يا قلم و کاغذ ، بافرض

تعریف انگلیسی

adverb
  1. as written or printed “this is exactly what the composer had set down on paper”

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن