on the subject of معنی فارسی در موضوع درباره راجع به واژههای دیگر با معنی «در موضوع» monomania ديوانگي در يک موضوع، ديوانگي ويژه monomaniacal ديوانگي در يک موضوع، ديوانگي ويژه monographist نويسنده شرح مفصل در باره يک موضوع backgrounder ورقه ي حاوي اطلاعات در موضوع بخصوصي .، دادن اطلاعات به روزنامه ها و غيره بدون افشاي، نام خود. special verdict راي هيات منصفه در حالتي که حقايق موضوع، مطروحه را آن چنان که برايشان ثابت شده، است اعلام و اخذ تصميم را به دادگاه issue of fact نکته موضوع بحث که در نتيجه انکار مطلبي پيدا، ميشود issue of law نکتع موضوع بحث که در تطبيق قانون پيدا ميشود case law قانون موضوعه، رويه اي که قاضي CL در موضوع خاصي اعمال، مي کند و از آن به بعد سابقه مي شود on روي، راجع به، در موضوع custom's declaration بيانيه مشترک، سندي است که دولتي به منظور روشن کردن، خط مشي سياسي خود در موضوع خاص يا توضيح