one's d. معنی فارسی دوره ، شخص ، روز پذيرايي شخص درهفته واژههای دیگر با معنی «دوره» career دوره، دوره زندگي، خط مشي rim دوره، زهوار، کناره review دوره، مرور، بازديد reviewal دوره، مرور، بازديد felloe دوره، کمانه felly دوره، کمانه periodicals دوره اي، مجلاتي که بصورت دوره اي ماهانه، سه ماهه peripheral دوره اي، بروني، محيطي rimless بي دوره، بي زهوار، بي کم recapitulative دوره اي، تکراري