one-dimentional معنی فارسی يک بعدي واژههای دیگر با معنی «يک بعدي» one dimentional يک بعدي، تک بعدي. unidimensional يک بعدي unidimensionality يک بعدي بودن one dimensional array آرايه يک بعدي depth quening سه بعدي کردن يک شي دو بعدي contour template مشابه سازي يک شکل دو يا سه بعدي forward pointer اشاره گري که محل داده بعدي در يک ساختار، داده را بيان مي کند chord plane صفحه مار بر وترهاي همه مقاطع تشکيل دهنده، يک ايرفويل سه بعدي quadratic quotient search الگوريتم بازرسي کننده که به هنگام تست، مکان هاي بعدي جدول از يک آدرس دوگانه، استفاده مي کند model geometric نمايش کامل سه بعدي يا دو بعدي صحيح، هندسي از يک شکل، يک قسمت يا يک ناحيه