پرش به محتوا
دیکشنری فارسی
جستوجوی واژه
بگرد
onion couch
معنی فارسی
يکجور جو وحشي
واژههای دیگر با معنی «يکجور جو وحشي»
onion grass
يکجور جو وحشي
همین دیکشنری روی گوشی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن