only begotten معنی فارسی يگانه واژههای دیگر با معنی «يگانه» sui generis يگانه، تک sole argument يگانه دليل، تنها دليل، دليل منحصربفرد unique factor عامل يگانه single bond پيوند يگانه، پيوند ساده unique variance پراکنش يگانه physiocrat کسيکه معتقداست که زمين يگانه سرچشمه ثروت، است وحکومت بايدتابع طبيعت باشد pot shot تيري که يگانه منظورازانداحتن ان تهيه گوشت، شکاربراي خوراک باشد Adrian نام يگانه پاپ انگليسي به نام آدريان چهارم only تنها، يگانه، چيزي که هست unique يکتا، يگانه، منحصر به فرد.