دیکشنری فارسی

onside

معنی فارسی

پا به توپ در زمين حريف (فوتبال)

در رديف يا پشت سر توپدار بودن

معنی کامل و مثال‌ها

/än´sīd´/adv., adj.

● (بازی‌های ورزشی) در محل خود، به جا، قانونی (در برابر: offside)

● (فوتبال امریکایی) زدن توپ با پا به مسافت کم

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'on' (in contact with) + 'side'.

مثال

  • The player was onside when the ball was passed.
  • The referee signaled that the goal was onside.
  • The defending team managed to keep the attacker onside.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. not offside; being within the prescribed area of play

واژه‌های دیگر با معنی «پا به توپ در زمين حريف (فوتبال)»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن