دیکشنری فارسی

onto-

معنی کامل و مثال‌ها

/än´tō, -tǝ/

● پیشوند:

● هستی، هستش [ontology]

● سازواره، اند امگان، ارگانیسم [ontogeny]

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن