دیکشنری فارسی

oosperm

معنی فارسی

تخم لقاح شده تخم.

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´ō spu_rm´, ō´ǝ-/n.

● (قدیمی) رجوع شود به: zygote

واژه‌های دیگر با معنی «تخم لقاح شده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن