ooze (1)
معنی کامل و مثالها
/ōōz/n., vt., vi.
● (جوشاندهی پوست بلوط و سماق و غیره که در دباغی کار برد دارد) مایع دباغی
● گل آبکی، شلکا، خره، لجن، لای
to dredge the ooze from the bottom of the river
لجن ته رودخانه را لایروبی کردن
● ریزش یا جریان آهسته (مانند خونریزی آهسته یا جریان گل و لای) تراوش، زهش
● تراویدن، تراوش کردن، آهسته جریان داشتن (مانند خون نیمه لخته یا گل و لای)، پس دادن، زهیدن
blood oozed from his wounds
خون به آهستگی از زخمهایش جاری بود.
muddy water oozed through the pebbles
آب گل آلود از میان ریگها می تراوید.
● (مجازی) آهسته بیرون دادن یا آمدن، عیان شدن یا کردن
his voice oozed confidence
صدای او حاکی از اطمینان بود.
his writings ooze with hostility
از نوشتههای او دشمنی میبارد.
she was oozing charm from every pore
دلبری و طنازی از همهی مسامات بدنش میتراوید.