دیکشنری فارسی

ooze (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ōōz/n., vt., vi.

● (جوشانده‌ی پوست بلوط و سماق و غیره که در دباغی کار برد دارد) مایع دباغی

● گل آبکی، شلکا، خره، لجن، لای

to dredge the ooze from the bottom of the river

لجن ته رودخانه را لایروبی کردن

● ریزش یا جریان آهسته (مانند خونریزی آهسته یا جریان گل و لای) تراوش، زهش

● تراویدن، تراوش کردن، آهسته جریان داشتن (مانند خون نیمه لخته یا گل و لای)، پس دادن، زهیدن

blood oozed from his wounds

خون به آهستگی از زخم‌هایش جاری بود.

muddy water oozed through the pebbles

آب گل آلود از میان ریگ‌ها می تراوید.

● (مجازی) آهسته بیرون دادن یا آمدن، عیان شدن یا کردن

his voice oozed confidence

صدای او حاکی از اطمینان بود.

his writings ooze with hostility

از نوشته‌های او دشمنی می‌بارد.

she was oozing charm from every pore

دلبری و طنازی از همه‌ی مسامات بدنش می‌تراوید.

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن