دیکشنری فارسی

oozy

UKuːziː

معنی فارسی

لجني لجن زار تراوش کننده نشدي رخنه دار

ریشه و کاربرد

ریشه

From 'ooze' + '-y'.

مثال

  • The mud in the swamp is oozy and wet.
  • The wound is oozy and requires a bandage.
  • The cheese becomes oozy when heated.

تعریف انگلیسی

adjective
  1. leaking out slowly

مترادف‌ها

adjective
Miry, slimy, muddy.

واژه‌های دیگر با معنی «لجني»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن