دیکشنری فارسی

open-faced

معنی کامل و مثال‌ها

/ō´pǝn fāst´/adj.

● بی‌حجاب، رخ گشوده، بی‌رخپوش، بی‌نقاب، بی‌مقنعه

● دارای چهره‌ی حاکی از امانت و راستی

● (ساندویچ) دارای یک تکه نان (نه دو تکه نان) (open-face هم می‌گویند)

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن