open-mouthed
معنی کامل و مثالها
/-mouthd´/adj.
● با دهان باز، دهان گشوده
● هاج و واج، شگفتزده، مبهوت، حیران، مات
the appearance of the ghost left him open-mouthed
ظهور آن شبح آنها را بهت زده کرد.
● پرسرو صدا، پرهیاهو، پرجنجال
/-mouthd´/adj.
● با دهان باز، دهان گشوده
● هاج و واج، شگفتزده، مبهوت، حیران، مات
the appearance of the ghost left him open-mouthed
ظهور آن شبح آنها را بهت زده کرد.
● پرسرو صدا، پرهیاهو، پرجنجال
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن