operationalize
معنی فارسی
کاربردپذير کردن به کار انداختن راه انداختن
معنی کامل و مثالها
/-shǝ nǝl īz´/vt.
● کاربردپذیر کردن، به کار انداختن، راه انداختن
کاربردپذير کردن به کار انداختن راه انداختن
/-shǝ nǝl īz´/vt.
● کاربردپذیر کردن، به کار انداختن، راه انداختن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن