opostolic delegate معنی فارسی نماينده پاپ فرستاده پاپ واژههای دیگر با معنی «نماينده پاپ» internunico نماينده پاپ، فرستاده پاپ، قائم مقام نماينده پاپ legate نماينده پاپ، سفير، ايلچي lagate a latere نماينده پاپ که داراي اختيارات کامل باشد vicar جانشين، قائم مقام، نايب مناب