oppidan
معنی فارسی
شهري ، شهر نشين ،
شاگردي که درشبانه روزيهاي شهر زندگي مي کند
معنی کامل و مثالها
/äp´i dǝn/adj., n.
● شهری، وابسته به شهر
● ساکن شهر، آدم شهرزی
شهري ، شهر نشين ،
شاگردي که درشبانه روزيهاي شهر زندگي مي کند
/äp´i dǝn/adj., n.
● شهری، وابسته به شهر
● ساکن شهر، آدم شهرزی
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن