دیکشنری فارسی

oppidan

معنی فارسی

شهري ، شهر نشين ،

شاگردي که درشبانه روزيهاي شهر زندگي مي کند

معنی کامل و مثال‌ها

/äp´i dǝn/adj., n.

شهری، وابسته به شهر

ساکن شهر، آدم شهرزی

واژه‌های دیگر با معنی «شهري»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن