دیکشنری فارسی

or (1)

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr/conj.

● یا

to be or not to be, that is the question

(شکسپیر) بودن یا نبودن، مسئله این است.

apple or orange

سیب یا پرتقال

she will come in five or six days

او پنج یا شش روزه خواهد آمد.

I'll pay back your money on Tuesday or Wednesday

سه شنبه یا چهارشنبه پولت را پس خواهم داد.

● (معمولا پس از either) یا ... یا

either come to the capital to serve or get ready for war!

(زاکانی) یا بیا پایتخت در خدمت یا که آماده باش جنگانا!

either tonight or tomorrow

یا امشب یا فردا

it is a common cold or diphtheria

یا سرماخوردگی است یا دیفتری

● وگرنه، والا، در غیر این صورت

donate or else a tyrant will take it by force

بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

go or I'll call the police!

برو وگرنه پلیس را خبر خواهم کرد!

do what I say or suffer the consequences

به آنچه که می‌گویم عمل کن والا عواقب آن را خواهی چشید.

● (معمولا با: whether) چه ... چه

whether you want it or not

چه بخواهی چه نخواهی

... when the cup is full whether sweet or bitter

.... پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ

sick or well, she should leave the hospital

چه بیمار و چه سالم (خواه بیمار و خواه سالم) باید از بیمارستان برود.

● (پس از منفی) نه ... نه

she can't read or write

او نه می‌تواند بخواند نه بنویسد.

his daughter never writes or calls

دخترش هرگز نه نامه‌ای می‌نویسد نه تلفن می‌زند.

● به عبارت دیگر، بهتر بگویم

geology or the science of the earth's crust

زمین‌شناسی یا دانش پوسته‌ی کره‌ی زمین

fifty Rials or five Tumans

پنجاه ریال یا (به عبارت دیگر) پنج تومان

I am going to my friend's house, or rather to my friend's father's house

دارم به منزل دوستم یا بهتر بگویم به منزل پدر دوستم می‌روم.

* one or two

یکی یا دوتا، یکی دو تا

* two or three

دو یا سه، دو سه تا

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن