دیکشنری فارسی

orangy or orangey

معنی کامل و مثال‌ها

/ôr´in jē, är´-/adj.

● (از نظر شکل یا طعم) پرتقال مانند، پرتقالی

● پرتقالی رنگ، نسبتا نارنجی

an orangy pink

قرمز نسبتا نارنجی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن